لوچیستان فصل سوم – کره‌ی دیو دونگ

ناداوان: هی دانابات هستی من ناداوانم

دانابات: بله هستم چه کمکی می‌تونم بکنم.

ناداوان: تو می‌تونی به سوال‌های همه جواب بدی؟

دانابات: من می‌تونم در منابع مختلف جستجو کنم و جواب درست را پیدا کنم یا به پیدا کردن راه حل کمک کنم.

ناداوان: من اگه سوال داشته باشم می‌تونی جواب بدی؟

دانابات: اگر بخواهی کارهای بد بکنی نه نمی‌تونم کمکت بکنم.

ناداوان: کارهای بد چیه!! می‌خوام اطلاعاتم رو زیاد کنم.

دانابات: پس می‌تونم بهت کمک کنم. ولی تو کجا هستی که داری با من حرف می‌زنی؟

ناداوان: من تو استودیوام دیگه. دنا و رها که نیستن، لولو هم هنوز خوابه اومدم سوالام رو بپرسم زود برم.

دانابات: باشه بپرس.

ناداوان: بیشترین مسافتی که یه هواپیما می‌تونه پرواز کنه چقدره؟

دانابات: رکورد طولانی‌ترین پرواز برای بوئینگ ۷۷۷ بین شهر لندن تا هنگ‌کنگ است که ۲۱۶۰۲ کیلومتر را در۲۲ ساعت ۴۳ دقیقه پرواز کرده است.

ناداوان: موشک چی؟ بیشترین مسافتی که یه موشک رفته چی؟

دانابات: رکورد بیشترین مسافت برای موشک برای موشک فضاپیما وویجر ۱ است که در سال ۱۹۷۷ یعنی حدود ۴۷ سال پیش از زمین به فضا ارسال شده. ووجر با سرعت ۶۱هزارکیلومتر در ساعت در حال حرکت است و تا کنون حدود ۲۴ میلیارد کیلومتر از زمین فاصله گرفته.

ناداوان: اوه اوه چقدر زیاد. حتما از لوشنل خیلی سریعتره.

دانابات: بله از لوشنل سریعتره. در ضمن لوشنل اونقدری شارژ نگه نمی‌داره که بخواد این همه راه بره. البته توی فضای نیاز به قدرت زیاد برای حرکت کردن نیست.

ناداوان: لوشنل با یه بار شارژ شدن چند کیلومتر می‌تونه بره ؟

دانابات: لوشنل در یک بار شارژ شدن می‌تونی ۲۱ هزار کیلومتر بره و ۲۱ هزار کیلومتر هم برگرده.

ناداوان: آهان یعنی تقریبا اندازه‌ی دوبار رفتن بین هنگ‌کنگ تا لندن. یا مثلا اگه بره تا هنگکنگ بعد بره تا استرالیا بعد برگرده ایران و بخواد بیاد اینجا تو کانادا ممکنه شارژش تموم بشه.

دانابات: آره ولی چرا این‌ها را می پرسی؟

ناداوان: هیچی هیچی همینجوری.

{صدای خمیازه}

ناداوان: آخ آخ لولو داره بیدار می‌شه من برم. خدافظ دانابات.

لولو: دانابات سلام. داشتی با کی حرف می‌زدی؟

دانابات: با ناداوان.

لولو: ا دانابات چرا من رو بیدار نکردی؟ می‌تونستیم دستگیرش کنیم.

دانابات: آمده بود چند سوال علمی داشت.

لولو: واقعا؟

دانابات: آره می‌خواست ببینه بیشترین مسافتی که یک هوایپما و یک موشک رفته‌اند چقدر است.

لولو: چه عجیب. شاید ناداوان تصمیم گرفت اطلاعاتش رو زیاد و زیادتر کنه.

دانابات: یک درخواست کمک از لولو یک درخواست کمک از لولو.

لولو: لوبت خفاش برای کمک آماده است.

{موسیقی}

لولو: سلام بچه‌ها منم لوبت خفاش جهانگرد که عاشق کشف دنیا است. برای چالش امروز آماده‌این؟

{موسیقی}

لولو: ای ناداوان فرقی نمی‌کنه زیر زمین باشی یا بالا ابرها. با لوبین پیدات می‌کنم. اگه توی دریاها قایم شده باشی یا تو دل غارهای پیچ در پیچ با لوشنل راهو پیدا می‌کنم و می‌یام. منتظرم باش.

{موسیقی}

لولو: خب دانابات بگو ببینم درخواست کمک از کجاست.

دانابات: از هنگ کنگ در جنوب چینه. من الآن لوکیشین رو برای لوبین ارسال می‌کنم.

{دینگ}

لولو: خب بذار ببینم لوشنل چقدر شارژ داره. آهان پر پره. می‌تونیم راه بیفتیم.

دانابات: لوپرک آماده‌ی پروازه

لولو: بال‌های خفاشی پیش به سوی لوپرک.

{صدای بال زدن}

دانابات: شمارش معکوس لوپرک از همین الآن آغاز می‌شه.

{ شمارش معکوس}

لولو: پیش به سوی ناشناخته‌ها.

{افکت پرواز لوشنل}

لولو: دانابات بگو ببینم  توی هنگ کنگ چه اتفاقی افتاده و ما باید چی کار کنیم.

دانابات: مردم هنگ کنگ اعلام کردند که یک اتفاق بدی برای مجسمه‌ی بزرگ بودای تیان تان  افتاده.

لولو: مجسمه‌ی بودای تیان تان چیه دیگه.

دانابات: یکی از جاهای تاریخی‌ هنگ کنگه. یک مجسمه‌ی بودای خیلی خیلی بزرگ  با وزن ۲۵۰ تنه که روی یه تپه‌ی بزرگ قرار داره. مردم هنگ‌کنگ گفتن که ناداوان اونجا بوده و مجسمه رو طلسم کرده و یه کاری کرده که هر لحظه ممکنه سر بخوره و بیاد پایین و همه چی رو خراب کنه.

لولو: کار ناداوان بوده؟ ناداوان که الآن تو استودیو بود چطوری انقدر سریع رفته تا هنگ کنگ. اون که لوشنل نداره.

دانابات: ناداوان یک دیوه. می‌تونه از راه دور هم طلسم کنه. لازم نیست بره اونجا.

لولو: خب رسیدم به لوکشینی که فرستاده بذار یه رادار بزنم ببینم اینجا چه خبره.

{آهنگ رادار}

لولو: رادار چرخشی به چپ چپ به راست راست عقب و جلو چی اینجاست؟

{افکت رادار}

لولو: داده‌های رادار من می‌گه زیر مجسمه‌ی گنده‌ی بودا ۴ تا چرخ گنده گذاشتن. چرخ‌هایی که قبلا نبوده و  اگه الآن یه باد شدید بیاد ممکنه مجسمه از بالای تپه سر بخوره بیاد پایین خونه‌های پایین تپه رو خراب کنه. وایسا ببینم انگار روی چرخ‌ها یه طلسمی هست.

دانابات: حتما اگر طلسم‌ها را بشکنی چرخ‌ها ناپدید می‌شوند.

لولو: خب چطوری باید طلسمشون رو بشکنم.

دانابات: برو لمسشون کن اگه کار ناداوان باشه حتما یه چیستانه که باید حلش کنی.

لولو: راست می‌گی. بال‌های خفاشی پیش به سوی طلسم روی چرخ‌ها.

{صدای بال زدن}

لولو: خب بذار لمس کنم. انگار یه مسئله‌ی ریاضیه. نوشته ۹۳ منهای ۵۸ منهای ۱۳

{دیلینگ}

دانابات: طلسم راه افتاد ۳۰ ثانیه وقت داری که جواب این مسئله رو بدی.

لولو: ا اینکه خیلی ساده است. اگه از ۹۳ ، ۵۸ تا کم کنیم می‌شه ۳۵. حالا اگه از ۳۵ هم ۱۳ تا کم کنیم می‌شه ۲۲ جواب ۲۲ می‌شه.

{آهنگ حل مسئله}

دانابات: آفرین جواب درست دادی. طلسم از بین رفت.

لولو: حالا بذار یه بار دیگه رادار بزنم ببینم چرخ‌ها از بین رفتن یا نه.

{موسیقی}

لولو: رادار چرخشی به چپ چپ به راست راست عقب و جلو چی اینجاست.

{افکت رادار}

لولو: بله داده‌های رادار من می‌گه  چرخ‌ها زیر مجسمه ناپدید شدن و مجسمه به حالت قبلش برگشته. ولی یه چیزی اینجا مشکوکه. ناداوان طلسم‌های اینقدر ساده نمی‌ذاره هیچوقت.

دانابات: یک پیام کمک جدید برای لولو.

لولو: چی؟ یه پیام کمک دیگه. این یکی از کجاست.

دانابات: از لندنه. مردم لندن گفتن که ناداوان  با یه طلسم عقربه‌های ساعت بیگ بن رو غیب کرده. برای همین همه‌ی ساعت‌ها توی لندن از کار افتادن.

لولو: امروز ناداوان چرا انقدر فعال شده. باشه الآن می رم به لندن. لوشنل پیش به سوی لندن.

{افکت پرواز لوشنل}

لولو: خب رسیدم به لندن الآن روی برج بیگ بن هستم.

دانابات: یک رادار بزن احتمالا طلسم دیوی همینجاها باید باشه.

{آهنگ رادار}

لولو: رادار چرخشی به چپ چپ به راست راست عقب و جلو طلسم دیوی کجاست.

{افکت رادار}

لولو: داده‌های رادار من می‌گه یه قفل روی برج بیگ بن هست. حتما این همون طلسم دیویه. باید برم لمسش کنم ببینم چطوری می‌شه طلسم رو شکست. بال‌های خفاشی پیش به سوی برج بیگ بن.

{صدای بال زدن}

لولو: خب باید قفل رو لمس کنم. ا ا ا انگار یه چیزی روش نوشته. نوشته که ۳ تا حیوون نام ببر که با حرف پ شروع بشوند.

{دینگ}

دانابات: طلسم به کار افتاد. الآن ۳۰ ثانیه وقت داری که جواب رو بگی.

لولو: ولی اینکه خیلی خیلی ساده است. همه‌ی بچه‌ها می‌تونند بگن. بچه‌ها شما هم تو خونه‌تون ۳ تا حیوون با پ بگین.

{صدای تایمر}

لولو: خب من این سه تا رو می‌گم پلنگ پنگوئن پرستو.

{صدای حل مسیله}

دانابات: طلسم نابود شد. عقربه‌های ساعت برگشتن سر جاشون و الآن ساعت‌های مردم هم کار می‌کنه.

لولو: خب شارژ لوشنل کم شده و فقط ۲۰ درصد شارژش باقی مونده. باید برگردم به استودیو که بزنم به شارژ.

دانابات: یک پیام کمک از استرالیا. یک پیام کمک از استرالیا. ناداوان یه طلسمی کرده که کیسه‌ی روی شکم کانگروها بسته شده و دیگه بچه کانگروها نمی‌تونن برگردن تو کیسه‌شون.

لولو: ای وای. ای ناداوان ناقلا. حالا من چی کار کنم؟ اگه برم استرالیا دیگه نمی‌تونم برگردم استودیو چون شارژ لوشنل تموم می‌شه. اگر هم برگردم استودیو پس کی به بچه کانگروها کمک کنه؟

دانابات: باید انتخاب کنی که برگردی استودیو یا بری استرالیا.

لولو: حالا فهمیدم چرا امروز طلسم‌های ناداوان اینقدر ساده بود. نقشه‌اش این بوده که من برم به شهرهای مختلف و شارژ لوشنلم تموم بشه که دیگه نتونم برگردم استودیو.

دانابات: یعنی می‌خوای برگردی استودیو؟

لولو: نه معلومه که نه. من باید برم به بچه کانگروها کمک کنم. اون‌ها نمی‌تونن خیلی بیرون از کیسه‌‌ی مامانشون بمونن.

دانابات: پس من لوکیشن استرالیا رو می‌فرستم  برای لوبینت.

{دینگ}

لولو: لوشنل پیش به سوی استرالیا.

{افکت لوشنل}

لولو: خب من رسیدم به استرالیا.

ناداوان: به به لولو! می بینم که اومدی اینجا که به کانگروها کمک کنی و البته دیگه خیلی هم شارژی برات باقی نمونده.

لولو: ای ناداوان ناقلا. تو هم اینجایی؟

ناداوان: معلومه که اینجام اومدم ببینم وقتی شارژ لوشنلت تموم می‌شه چطوری می‌خوای برگردی به استویدو ها ها ها.

لولو: من حتما یه راهی پیدا می‌کنم. تو نمی‌تونی جلوی من رو بگیری.

ناداوان: حالا تو برو اول طلسم من رو باطل کن که بچه‌ کانگروها بتونن برگردن تو کیسه‌شون. طلسم من روی نوک یه تخت سنگ بزرگ وسط صحراهای استرالیاست.

لولو: آلان رادار می‌زنم و پیداش می‌کنم.

{موسیقی}

لولو: رادار چرخشی به چپ چپ به راست راس عقب و جلو طلسم دیوی کجاست.

{افکت رادار}

لولو: داده‌های رادار من می‌گه طلسم توی یک جعبه است که روش یه قفل داره و این جعبه روی یه تخت سنگ وسط صحرا هست. لوشنل….

ناداوان: آخجون با لوشنل برو که تا اونجا همین قدر شارژی هم که مونده تموم بشه.

لولو: وایسا ببینم الآن ده درصد شارژ بیشتر نمونده. بهتره این تیکه رو خودم  برم که شارژ رو نگه دارم. بال‌های خفاشی پیش به سوی تخته سنگ وسط صحرا.

{صدای بال زدن}

{صدای هارپ}

{صدای بال زدن و نفس نفس زدن}

لولو: وای چقدر راه اومدم. خسته شدم. بچه‌ها بدون لوشنل مجبور شدم یک عالمه راه رو بال بال بزنم بیام. خیلی خسته شدم. ولی فکر کنم دیگه رسیدم.

دانابات: یه رادار بزن جعبه‌ی طلسم رو پیدا کن.

لولو: وایسا وایسا من یه نفس بگیرم.

دانابات: می‌تونی از توی یخچال مخفی لوشنل یه شیشه‌ی آب خنک برداری و بخوری.

لولو: یخچال؟ تو لوشنل یخچال مخفی گذاشتی.

دانابات: بله زیر  بال سمت راستت رو نگاه کن.

لولو: اوه یه یخچال اینجاست. می‌گم این لوشنل امروز چقدر سنگین شده‌ها. من اینقدر نفس نفس زدم تا اینجا لومدم. دانابات چرا تغییرات لوشنل رو به من نمی‌گی.

دانابات: من فهرست به روزرسانی‌ها رو برات می فرستم.

لولو: حالا که این بخچال رو تا اینجا آوردم حد اقل یه لیوان آب بخورم تشنگیم بر طرف بشه.

{صدای آب خوردن}

ناداوان: بخور آب بخور. امیدوار دانابات خوردنی هم برات توی یخچال گذاشته باشه. چون حالا حالاها باید اینجا وسط صحراهای استرالیا بمونی. چون دیگه شارژ نداری.

لولو: ناداوان تو چطوری هی ظاهر می‌شی همه جا.

ناداوان: با این!!

لولو: اون چیه؟ من که نمی بینم.

ناداوان: این یه دونه کره‌ی زمین کوچولوه که مال بابابزرگم بوده.

لولو: کره‌ی زمین؟ منظورت از این کره‌های کوچولوه که نقشه‌ی زمین رو روش کشیدن.

ناداون: بله بله. ولی این یه کره‌ی معمولی نیست. این  یه کره‌ی دیو دونگه.

لولو: کره‌ی دیودونگ چیه دیگه.

ناداوان: کره‌ی دیودونگ یه کره‌ی مخصوصیه که راز ساختش یکی از اسرار پنهانی دیوهاست و من نمی‌تونم بهت بگم. ما هر موقع بخوایم از هر جای زمین بریم یه جای دیگه‌اش  یه ورد جادویی می‌خونیم و انگشتمون رو می‌ذاریم روی نقشه‌ی اونجا روی کره‌ی دیودونگ. اینجوری اینجایی که هستیم غیب می‌شیم اون طرف پیدا می‌شیم.

لولو: خوش به حالت. حالا من می‌خوام جعبه طلسم رو لمس کنم و کانگروها رو نجات بدم.

ناداوان: باشه برو ببینم می تونی چیستان این طلسم رو هم حل کنی یا نه.

لولو: خب روی قفل جعبه نوشته: عمه‌ی من یک برادر دارد که عموی من نیست. او کیست؟

ناداوان: خب ۳۰ ثانیه وقت داری جواب معما رو بگی.

لولو: وایسا فکر کنم. عمه و عمو با هم خواهر و برادر می‌شن. پس چطوری یکی برادر عمه‌ی ماست  که عموی ما نیست؟

ناداوان: این یکی سخته هان؟

لولو: نخیرم خیلی هم آسونه. بچه‌ها فهمیدین جواب چیستان رو؟ اون آدم ……. بابای ماست.

{آهنگ حل مسئله}

لولو: ها ها ها. حلش کردم. الآن هم شیشه‌ی این طلسم رو می‌شکنم که بچه کانگروها بتونند برگردن توی کیسه‌ی مامانشون.

{صدای شکستن}

ناداوان: آفرین حل کردی. ولی حالا حالاها باید اینجا بمونی.  چون لوشنل دیگه شارژ نداره. ها ها ها. تازه می خوام یه چیز دیگه هم بهت بگم.

لولو: چی می‌خوای بگی ناداوان بدجنس.

ناداوان:  وقتی تو خواب بودی و من اومده بودم به استودیو یواشکی شارژر لوشنل رو هم برداشتم. تو حتی اگه بتونی برگردی استودیو هم نمی‌تونی لوشنل رو شارژ کنی.

لولو: ای ناداوان ناقلا. من یه روز بالاخره تو رو دستگیر می‌کنم.

ناداوان: یه تومن بده آش به همین خیال باش. یه تومن بده آش به همین خیال باش. حالا من می‌خوام برم کاری نداری؟

لولو: چرا چرا وایسا. می‌شه اون کره‌ی دیو دونگت رو بدی من لمسش کنم. من عاشق این کره‌های جغرافیا هستم.

ناداوان: نخیر نمی‌شه. تو می‌خوای بگیری و به من پس ندی.

لولو: خب بیا یه کاری کنیم. من لوشنل رو می‌دم بهت. دست تو باشه تو کره‌ات رو بده من. اگه من کره رو پس ندادم تو لوشنل رو بردار.

ناداوان: هان؟ لوشنلت رو می‌دی دست من باشه.

لولو: آره لوشنل رو می‌دم دست تو باشه.

ناداوان: آخجون باشه بیا این کره رو بگیر لوشنل رو بده.

لولو: بیا اینم لوشنل برش دار.

ناداوان: آخجون لوشنل رو گرفتم. لوشنل رو گرفتم.

لولو: گفتی این کره چطوری کار می‌کنه.

ناداوان: باید سه بار بچرخونی اش

لولو: بیا اینم سه بار

ناداوان: حالا این وردی که می‌گم رو بخون.

لولو: بگو

ناداوان: دیو دونگ النگ دولنگ. دیو دونگ پلنگ ملنگ. دیو دونگ اجی مجی بی درنگ.

لولو: دیو دونگ النگ دولنگ. دیو دونگ پلنگ ملنگ. دیو دونگ ما رو به برنگ.

ناداوان: حالا انگشتت رو بذار رو همونجایی که می‌خوای بری.

لولو: خب من انگشتم رو می‌ذارم روی استودیو.

{افکت جادویی}

لولو: آخ آخ با کله خوردم زمین.

دانابات: لولو کجایی؟

لولو: تو استودیو‌ام بابا. ناداوان رو گول زدم کره‌اش رو گرفتم ولی لوشنلم موند دستش.

دانابات: برای چی گولش زدی؟

لولو: برای اینکه اگه وسط صحراهای استرالیا می‌موندم که نمی‌تونستم برگردم استودیو. اونوقت معلوم نبود تا کی اونجا گیر می‌کنم. دفعه قبلی که شارژ لوشنل تموم شد چند ماه طول کشید تا برگردم استودیو.

دانابات: حالا می‌خوای چی کار کنی؟ چطوری می‌خوای لوشنلت رو پس بگیری.

لولو: باید یه فکری به حالش بکنیم. فعلا بیا از بچه‌ها خدافظی کنیم. بچه‌ها ممنونم که برای منم صدا می‌فرستید. من باید تا قسمت بعدی یه فکری کنم که لوشنل رو پس بگیرم. وگرنه معلوم نیست که ناداوان با لوشنل چی کار قراره بکنه.

دانابات: ولی لوشنل که شارژ نداره.

لولو: ولی ناداوان شارژر رو هم دزدیده.

دانابات: وای خیلی بد شد. الآن می‌تونه خیلی کارهای بد بدی با لوشنل بکنه.

لولو: آره و ما باید تا قسمت بعدی فکر کنیم که چطوری لوشنل رو پس بگیریم. بچه‌ها اگه خواستید برای من صدا بفرستید برید به سایت داروگ یعنی داروگ کیدز دات کام و از اونجا برای من صدا بفرستید. داروگ هم با دبلیوه.  تا قسمت بعد مراقب کشف‌هاتون باشید.

{موسیقی}

 

 

پیمایش به بالا